در این یکشنبه ی کسل ۲۳ شهریور نشسته ام به فکر و فکر و فکر
در میان بلبشوی فکرهایم دارم دختری قجر را در اولین تابستان قرن یا دقیقترش در ۲۳ شهریور ۱۳۰۰ تصور میکنم که احوالاتش چگونه بوده؟ به چه میاندیشیده؟ آیا دخترک قصه ام به تنهایی من بوده؟ مینشسته در ایوان سرسرا و خیره به آسمان به دختری در صد سال بعد فکر میکرده؟