دشت های دور

چیه بابا حالمون بد شد از بدحالی...هی میخونه میرن آدما..کجا میرن جایی ندارن برن, میان خوبه

یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۹ |  | فروغ | 

در این یکشنبه ی کسل ۲۳ شهریور نشسته ام به فکر و فکر و فکر

در میان بلبشوی فکرهایم دارم دختری قجر را در اولین تابستان قرن یا دقیقترش در ۲۳ شهریور ۱۳۰۰ تصور میکنم که احوالاتش چگونه بوده؟ به چه می‌اندیشیده؟ آیا دخترک قصه ام به تنهایی من بوده؟ می‌نشسته در ایوان سرسرا و خیره به آسمان به دختری در صد سال بعد فکر میکرده؟

یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۹ |  | فروغ | 

دیروز دیدمش و امروز دلتنگش شده ام.

بین خودمان بماند.

شنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۹ |  | فروغ | 

کاش کسی را داشتم در روستای دور افتاده ای به نام موموستنانگو که میرفت آرزویم را آویزان میکرد از درخت دل های شکسته...

شنبه یکم شهریور ۱۳۹۹ |  | فروغ | 
لینک های مهم
نوشته‌های پیشین
کد
شمارنده

دریافت کد تاریخ شمسی

طراحی شده توسط بلک تم